برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
سنگنگاره کمانداران، تزئیناتی مجلل و معروف از بخش مسکونی کاخ آپادانا، ساخته شده توسط داریوش اول در شوش را نمایش میدهد. این کتیبه از آجر سفالی براق ساخته شدهاست و بلندی آن ۴٫۷۵ متر و پهنای آن ۳٫۷۵ متر میباشد. هرودوت تاریخنگار یونانی این سپاه برگزیده را فناناپذیر (جاویدان) میدانست. از این کتیبه هماکنون در موزهٔ لوور در فرانسه نگهداری میشود.تصویر زنی در حال استحمام روی یکی از دیوارهای بیرونی کاخ چهلستون اصفهانکاشی لعابدار با نقش مار، خرگوش و لاکپشت به عنوان نگارهای برای آذین کتاب عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات نوشته زکریای قزوینی، مربوط به سده ۱۳ میلادیسریازان هخامنشینقش سه نیزهدار در کاخ آپادانا شوش در موزه پرگامون برلیننقش سه نیزهدار اثر باستانی بینظیری است که در کاخ آپادانا شوش در استانِ خوزستان واقع در ایران کشف شدهاست. نقشِ برجسته سه سرباز نیزهدار و کماندار گاردِ جاویدان، از آجرهای رنگی لعابدار ساخته شدهاست. در این نقش سه سربازِ گاردِ جاویدان پادشاهی هخامنشی دیده میشود، که پشت سر هم ایستاده و هر یک نیزهای به دست دارند. این نقش در موزه پرگامون برلین نگهداری میشود.بشقاب شکار قوچ دورهی ساسانی در موزه متروپولیتن نیویورک شقاب شکار قوچ اثر باستانی زیبای دورهی پادشاهی ساسانی است که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود. این بشقاب، به زیبایی با جیوه، نقره و طلا تذهیب کاری شده و با روش سیاه قلمکاری تزئین شدهاست و در تصویر شکارگاهی که ما را به دو هزار سال پیش می برد، شاهِ ساسانی که گمان میرود کواد یکم (قباد یکم) باشد، با شکوه و اقتدار در حال شکارِ قوچ است.جامِ مارلیک از آثار باستانیجامِ مارلیک از آثار باستانیمتعلق به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پ
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
و چون ایشان غذا می خوردند عیسا نان را گرفته برکت داد و پاره کرده به شاگردان داد و گفت بگیرید و بخورید، این است بدنِ من. و پیاله را گرفته تشکر نمود و بدیشان داده گفتهمهیِ شما از این بنوشید، زیرا این است خونِ من در عهدِ جدیدکه در راه بسیاری به جهتِ آمرزشِ گناهان ریخته میشود!عهد جدید / انجیل متّا ♫♫♫شعر و داستان/امین فرومدیادبیات ایران و جهانمنبع : time.ir
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
تو چرا پنجره را بستي ؟تو چرا آينه رادام لغزنده ترين ثانيه ها بر رف ننهاديتو چرا ساقه آبي راکه فراز سر ما خم شد از بيشه باران خستيتو چرا ساقه رازي رااز گلدان پنجره همسايهاز ابديت شايدکه به سوي تو فرود آمد بشکستيتو چرا بي پروا بي ورد لبخنديدر کوچه بادزير ديوار بلند باداز ميان خيل اشباح خستهخزيده همه جاکه برون تاخته انداز جوال روياي مردم همسايه مامي گذريتو چرا پنجره را بستيتو چرا پنجره خانه ما را که درخت نوراز بر آشفته ترين گوشه آن ساقه دوانيدهبر پنجره تشنه همسايه ما بستيتو به خواب خوش بوديدر نيمه شب مظلم دوشتو نديدي که سوار موعود از کوچه ميعادبي درود و بدروديبي که يک لحظه درنگ آردپشت ديوار بلند روياي ليلا بگذشتتو نديدي کانسوتر کاخ رفيعي بودزلف مشکين بلندي از پنجره مي باريدآسمان بوته ياسي است که در پنجره خانه مارسته ستروي تو ماه بلندچشم هاي تو دو سياره ژرف سبزنام تو خوشه شادابي در ظلمت برگبه شقايق ها آراسته ستتو چرا پنجره را بستي ؟که نبيني که سوار موعودپشت ديوار کوتاه اميد ليلا بگذشتبي که يک لحظه درنگ آردبي درود و بدرودبوته شومي در باغچه کوچک همسايه ما رسته ستکه شقاوت رادست بر ديواربه سراپاي در و ديوار و پنجره جوشانده استمرغ ناميمونيبي که رو بنمايد با جنبش باليبه سوي ملجا موهوميدر گز وحشي همسايه ما خوانده استروح سرگردان عاشق مبروصي استکز زمان هاي گذشتهشايددر خفاياي اين خانه مانده ستپيچک پير تباهيهشداربي خبراز هر جا مي خواهدمي تواندسر برون آردتو چرا پنجره را مي بندي ؟تو چرا شاخه جوشنده ياس ما رابه عيادت سوي ديوار تمام شهربه عيادت سوي بيمار تمام شهرسوي بيماري ناميموني هر خانهبرنمي انگيزي ؟دست هاي تو کليد صبح استکه سوي مشرق مي چرخدو سپيدي رااز پس نرده سايه روشنبه سوي پنجره ها مي خو
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی